به نام خدایی که همین نزدیکی ست 

سلام.

من بالاخره بعد از غیبت تقریبا یک ماهه و بلکم بیشتر برگشتم.خیلی دلم برای اینجا تنگ شده بود.

۱-بالاخره امتحان ها ی نهایی کذایی هم تموم شد و خدا رو شکر علی رغم بدی امتحانات و بدی تصحیح،نتیجه اش بد نبود ـ نفر چهارم  کلاس شدم ـ ولی دلم برای طراح سوال ها و مصحح ها میسوزه که آه و نفرین این همه بچه پشتشونه.

۲-بالاخره چند وقت پیش، آزمون پیش دانشگاهی مون رو هم دادیم و خدا رو شکر من و دوستام قبول شدیم و هم اکنون یک هفته است که داریم میریم .بر خلاف تصور اطرافیان تا الآن که خیلی خوشحالم چون واقعا از  درس خوندن لذت می برم و دیگه اینکه اولین باریه که مدیرمون و تقریبا همه ی معلم هامون آقا هستند.پس تجربه ی جدیدیه(تا الآن که واقعا عالی بودند)

Image   

۳-تقریبا دو هفته پیش با عرفانه جون و هانیه جون ـ که اومده بودن تهران ـقرار گذاشتم و من و محیا(دختر خاله ی گلم) با هم رفتیم دیدنشون.جاتون خالی اون دوساعت خیلی خیلی بهمون خوش گذشت(حداقل به من و محیاکه خیلی خوش گذشت،عرفانه و هانیه رو نمی دونم).

۴-بالاخره به آرزوم رسیدم و معلم  زبان شدم.بالاخره ۶ سال کلاس زبان رفتن نتیجه داد و من شدم معلم ۱۳ تا دختر و پسر گل.اگه بدونین چقدر معلمی از نوع زبانش چققققققققققدر شیرینه

۵-دوستای گلم واقعا شرمنده ام از این بابت که دیگه کمتر بهتون سر خواهم زد و کمتر نت خواهم آمد.چون واقعا وقعا اصلا وقت ندارم و چون از ته دل می خوام که به هدفم برسم باید از این جور مسایل صرف نظر کنم.(مطمین باشین حتما هر از چندی خواهم آمد)

 

پی نوشت فوری:درگذشت ناگهانی خسرو شکیبایی را تسلیت عرض می کنم.روحش شاد

التماس دعا

یا علی


 

نوشته شده توسط زهرا در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت